ابو الفضل مير محمدى زرندى

136

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

هم‌چنين باشد ، زيرا قلم است كه آثار و علوم سابقين را به نسل‌هاى آينده منتقل مىكند و بطور مستمر در دنيا مورد استفاده قرار مىدهد . و اما پيغمبر اسلام ( صلّى اللّه عليه و آله ) ، پس مواردى را در رابطه با موضع آن حضرت در مقابل كتابت و نوشتن ، ذكر مىكنيم كه اهميت قلم روشن شود مقدار اهميت فوق العاده‌اى كه در نزد آن حضرت داشته بيان گردد و از جمله آنها حديثى است منقول از جابر ، از عامر كه مىگويد : در جنگ بدر 70 نفر از كفار به اسارت مسلمانان در آمدند و گروهى از آنان از اموال خود فديه دادند و آزاد شدند و اهل مكه در آن زمان ، عالم به كتابت بودند و اهل مدينه به كتابت آشنائى نداشتند و هر يك از اهل مكه كه قدرت بر فديه نداشت پيغمبر اكرم ده نفر از اهل مدينه را در اختيار آنان قرار داد تا نوشتن به آنها ياد بدهند و پس از يادگيرى ، آنها را آزاد نمود « 1 » . پس اهميت قلم در نزد رسول خدا به مقدارى بوده كه آن را فديه براى حريت قرار داد و آن را با حريت برابر و مساوى دانست و اين كار ، از آن حضرت اعلام روشنى است به عظمت قلم و شرف كتابت ، و از جمله اينكه : به شفاء ، دختر عبد اللّه عدويه فرمود : آيا تو ، به حفصه افسون مورچه ( رقية النّمله ) ياد نمىدهى همانطور كه نوشتن را ياد دادى ؟ ( و شفاء در عصر جاهليت نويسندگى داشته است ) « 2 » . و نيز پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) در كلمات قصار خود فرموده « قيّدوا العلم بالكتابة » يعنى با نوشتن ، علم را به بند بكشيد تا فرار نكند « 3 » . اين روايت همانطور كه به يادداشت نمودن علوم ، امر كرده در ضمن به تعلم نوشتن نيز امر فرموده است تا توسط آن ، علوم را نگهدارند . و از اهل بيت طاهرين آنحضرت منقولست ، وقتى كه ميزان اعمال نصب مىشود ، مداد و مركب علماء ، با خون شهداء سنجيده مىشود و مركب علماء از خون شهداء سنگين‌تر خواهد بود « 4 »

--> ( 1 ) طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 14 . ( 2 ) فتوح البلدان ، بلاذرى ، قسم 2 ، ص 580 . ( 3 ) مروج الذهب ، موجز كلمات الرسول ؛ مستدرك حاكم ، ج 1 ، ص 104 و 105 و 106 ؛ كنز العمال ، ج 5 ، ص 227 ؛ مسند احمد ، ج 2 ، ص 249 و ج 3 ص 285 ؛ كشف الظنون ، ج 1 ، ص 28 . ( 4 ) سفينة البحار ، ماده « علم » .